» جواب های علمی به سوال های فرضی ( جمعه 8 اردیبهشت 1391 )
» افسانه های پزشکی ( جمعه 8 اردیبهشت 1391 )
» سرطان خون ( جمعه 8 اردیبهشت 1391 )
» آیا واقعیت دارد که انسان های چپ دست باهوش تر از انسان های راست دست هستند؟ ( چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391 )
» شیوه جدیدی برای تولید سلول های بنیادی جنینی ارایه شد ( پنجشنبه 17 فروردین 1391 )
» زنی که مثل او هرگز نخواهید دید!!زنی که مثل او هرگز نخواهید دید!! ( پنجشنبه 17 فروردین 1391 )
» رکورد تومورها زده شد + عکس ( پنجشنبه 17 فروردین 1391 )
» كشف جنازه مومیایی موجودات کوتوله عجیب در شهداد کرمان ( دوشنبه 14 فروردین 1391 )
» قرآن کریم در مورد سیاه چالهها چه می گوید ( یکشنبه 13 فروردین 1391 )
» EBE تنها موجود فضایی نجات یافته سقوط رازول ( یکشنبه 13 فروردین 1391 )
» 7 طرح ابتکاری برای سی دی های اضافه شما ( یکشنبه 13 فروردین 1391 )
» آیا فکر میکنید ما در این جهان تنها هستیم؟ ( شنبه 12 فروردین 1391 )
» آیا عشق نوعی بیماری است؟ راستی ، درمغز عاشقان چه میگذرد؟! ( جمعه 11 فروردین 1391 )
» موجودات فضایی و ارتش نازی ها و هیتلر ! ( بسیار عجیب ) ( جمعه 11 فروردین 1391 )
بسم الله الرحمن الرحیم
تب خونریزیدهنده کریمه-کنگو
جواب های علمی به سوال های فرضی
ا حالا با خودتان فکر کرده اید که اگر شعاع زمین دو برابر می شد چه می شد یا اینکه اگر همه ی گربه ها می مردند، چه اتفاقی می افتاد؟ من مدتی پیش مطلبی در اینجا خوانده بودم که به این گونه سوالات پاسخ می داد. و حالا آن را برای شما ترجمه می کنم.
1. اگر شعاع زمین دو برابر شود:
اگر شعاع زمین دو برابر شود، از آنجایی که حجم کره از فرمول 4/3Πr³ به دست می آید و چگالی زمین ثابت است، جرم زمین هشت برابر می شود. بنابراین بر اساس فرمول نیروی گرانشی [G.M.M’/R²] جاذبه ی زمین 2 برابر می شود. یعنی این که وزن هر جسمی بر روی زمین دو برابر می شود. در چنین شرایطی بیشتر موجودات زنده ی کره زمین از جمله انسان ها، به خاطر وزن زیاد خود متلاشی می شوند و موجودات تازه ای که با شرایط سازگاری دارند به وجود می آیند. البته ممکن است درختانی که بلند و کلفت هستند باز هم رشد کنند ولی نیاز به ساختار محکم تری دارند. حیوانات هم باید پاهای قوی تری داشته باشند که بتوانند وزن دو برابر خود را تحمل کنند. البته امکان ندارد که جاذبه ی زمین به طور ناگهانی دوبرابر شود!
2. اگر همه ی انسان های دنیا همزمان بپرند:
جمعیت کل جهان تقریبا 7 بیلیون نفر است. اگر جرم میانگین هر فرد را 60 کیلوگرم در نظر بگیریم، کل انسان ها ی دنیا 420 بیلیون کیلوگرم جرم دارند. حالا چه می شود اگر تمام مردم جهان همزمان بپرند؟ به خاطر این که انسان ها بر روی پوسته ی کره ی زمین تقریبا به طور مساوی پخش شده اند، نیرو های ناشی از پرش همدیگر را خنثی می کنند و اتفاق خاصی نمی افتد. پس بیایید تصور کنیم که تمام 7بیلیون نفر انسان را در یک جا دور هم جمع کرده ایم.
آلاین دانشمندی در دانشگاه لوییزیانای جنوبی با استفاده از قانون پایستگی انرژی بررسی کرد که در چنین شرایطی چه بلایی بر سر کره ی زمین می آید. به خاطر ساده کردن مسئله او فرض کرد که مقدار پرش میانگین هر انسان برابر 30 سانتی متر است و این که همه ی انسان ها از یک نقطه پرش می کنند.
محاسبات او نشان داد که نیروی ناشی از پرش به زمین سرعت 0/00000000000026 متر بر ثانیه می دهد یعنی در مدت یک ثانیه زمین به اندازه ی یک صدم شعاع یک اتم هیدروژن حرکت می کند. اما آیا این تغییر دائمی است؟ آلاین گفت: خیر، هنگامی که مردم دوباره به زمین می خورند، کره به جای خودش باز می گردد.
3. اگر تمام گربه های دنیا بمیرند:
با این که به نظر می رسد گربه ها هیچ کار مهمی در دنیا انجام نمی دهند، محققان می گویند اگر تمام گربه های دنیا بمیرند، اوضاع برای ما انسان ها بسیار نامناسب خواهند شد. آن ها نقش مهمی در متعادل نگه داشتن تعداد جانوران کوچک از جمله موش ها دارند. همچنین با کشتن موجودات موذی در زمین های کشاورزی آمار خرابی محصولات کشاورزی را بسیار کاهش می دهند.
حالا بیایید تصور کنیم که همچین اتفاقی بیفتد. چه قدر طول می کشد تا وضعیت زندگی ما تغییر کند؟ تحقیقات زیادی در این زمینه انجام شده اند. یکی از این تحقیقات در سال 1997 در بریتانیا انجام شد. نتیجه ی این آزمایش این بود که هر گربه خانگی در طول شش ماه به طور میانگین 11 موجود کشته شده (موش، پرنده، قورباغه و…) به خانه می آورد. یعنی 9 میلیون گربه نزدیک به 200 میلیون جانور را در طول یک سال می کشند.
آزمایش دیگری در سال 1979 در نیوزلند انجام شد. در این آزمایش محققان تمام گربه های یک جزیره را تخلیه کردند. با این کار تعداد موش های این جزیره به سرعت افزایش یافتند. بعدها مشاهده شد که جمعیت مرغان دریایی هم به دلیل این که موش ها از تخم های آنان تغذیه می کردند، کاهش یافت.
حالا دیگر خودتان می توانید تصور کنید چه اتفاقی خواهد افتاد!
4. اگر فقط یک نوع غذا بخوریم:
هیچ غذایی وجود ندارد که تمام مواد مورد نیاز بدن انسان را داشته باشد. اگر تنها یک نوع میوه یا یک نوع سبزیجات یا یک نوع حبوبات بخوردید، درنهایت اندام های بدنتان به دلیل کمبود آمینو اسید ها از کار می افتند و اگر تنها از گوشت تغذیه کنید، به دلیل این که گوشت ها کربوهیدرات های کمی دارند،در نهایت بدن شما مجبور می شود تا از ماهیچه ها ی خودتان مصرف کند. شاید بگویید مصرف ماهیچه زیاد بد نیست ولی باید بدانید که قلب هم ماهیچه است!
خوردن تنها یک نوع از هر چیزی به جز میوه ها باعث کمبود ویتامین C در بدن می شود. به خاطر این که بدن همیشه مقداری ویتامین C دارد، علائم کمبود ویتامین C هشت ماه بعد از شروع آن ظاهر می شوند. در ابتدا انسان احساس بی حالی و استخوان درد می کند. مدتی بعد لکه های عجیبی رو پوست ظاهر می شوند که بعدها تبدیل به زخم های دردناک می شوند. مدتی بعد علائم دیگر یعنی یرقان، تب و افتادن دندان ها ظاهر می شوند و کمی بعد شخص می میرد.
در کل خوردن یک نوع از هر چیزی به مرگ منجر می شود، پس فکر امتحان کردن همچین چیزی را از سرتان بیرون کنید!
5. اگر اندازه ی خورشید نصف شود:
دما، رنگ و قطر یک ستاره به جرم آن بستگی دارد. ستاره های بزرگ تر از خورشید، داغ تر و آبی تر و ستاره های کوچک تر از خورشید، سرد تر و قرمز تر هستند. اگر جرم خورشید نصف شود تبدیل به نوعی ستاره می شود که به آن کوتوله ی قرمز می گویند.
در ستاره ی کوتوله ی قرمز، شعاع کمربند حیات کوتاه تر از ستاره ی مانند خورشید است. کمربند حیات به منطقه ای اطراف ستاره می گویند که آب می تواند بر روی سیاره به صورت مایع قرار داشته باشد یعنی نه زیاد سرد است و نه زیاد گرم. اگر زمین با فاصله ی کنونی دور خورشید بچرخد، آب بر روی سطح آن منجمد می شود. ولی مثلا سیاره ی عطارد در کمربند حیات خورشید قرار می گیرد.
در ستاره ی کوتوله ی قرمز، شراره های خورشیدی بیشتری اتفاق می افتند که رو سیاره ی های نزدیک تر تاثیر می گذارند. همچنین ممکن است در سیاره های نزدیک به کوتوله قرمز، همیشه یک سمت آن ها به سمت خورشید باشد مثل ماه نسبت به زمین. در این صورت یک سمت سیاره همیشه سرد و تاریک و یک سمت آن همیشه گرم و روشن خواهد بود.
افسانه های پزشکی
در طول تاریخ باورهای پزشکی غلطی در بین عموم مردم شکل گرفته اند که هنوز هم که هنوز است بسیاری از مردم به آن ها باور دارند. در این پست پنج باور غلط و دلایل رد آن ها را به نقل از My Health News Daily بیان می کنم.
1. هوای سرد شما را مریض می کند.
بیشتر مردم جهان فکر می کنند که احتمال سرما خوردن در هوای سرد بیشتر از هوای گرم است، ولی این درست نیست. ممکن است هنگام سرماخوردگی، بیمار احساس سرما کند، به هر حال به یک دلیلی به آن سرما خوردگی می گویند، ولی دمای هوا هیچ ربطی به بیماری ندارد. هوای سرد بدن انسان را برای ویروس سرما خوردگی مناسب تر نمی کند. همچنین اگر شخص بیمار در هوای سرد بیرون برود، دوره ی بهبودش طولانی تر نمی شود. این مسئله در سال 1968 میلادی (1346 شمسی) ثابت شده است. در این سال دانشمندان دو دسته از افراد را یک بار در هوای سرد و یک بار در هوای گرم در معرض ویروس سرماخوردگی قرار دادند و مشاهده کردند که شانس بیمار شدن افراد چه در هوای سرد و چه در هوای گرم برابر است.
2. ما فقط از 10% مغزمان استفاده می کنیم.
در قرن بیستم، سخنرانانی که درباره ی اعتماد به نفس و خودباوری صحبت می کردند این افسانه را به وجود آوردند تا به مردم انگیزه بدهند تا تلاش کنند و از نهایت استعداد های نهفته ی خود استفاده کنند. ولی حرف های آن ها بر اساس علم واقعی نبوده است. در حال حاضر اگر از هر کسی اسکن مغزی بگیریم، هیچ قسمت بی کاری پیدا نمی کنیم. با این حال بسیاری از مردم به این افسانه باور دارند.
3. آدامس 7 سال در معده باقی می ماند.
درست است که بعضی از مواد سازنده ی آدامس ها غیر قابل هضم هستند، ولی این دلیل نمی شود که تا ابد در دستگاه گوارشی باقی بمانند. بسیاری از چیز هایی که ما روزانه می خوریم مانند فیبر ها غیرقابل هضم هستند. ولی دستگاه گوارشی بدن مانند یک ماشین قدرتمند هر چیزی را که نمی تواند هضم کند، دفع می کند. پس آدامس با این که چسبناک است، مانند بقیه ی مواد غیر قابل هضم، دفع می شود.
4. کتاب خواندن در تاریکی یا نزدیک تلویزیون نشستن، چشم را ضعیف می کند.
نور کم و نزدیک تلویزیون و مانیتور نشستن ممکن است باعث درد گرفتن چشم بشوند، ولی هیچ دلیلی وجود ندارد که چشم انسان را ضعیف کنند. احتمالا این افسانه در دهه ی 60 میلادی به وجود آمده است. البته در آن زمان واقعیت داشته است. اولین تلویزیون های رنگی، مقدار زیادی اشعه ی رادیواکتیو از خود ساطع می کردند که برای چشم انسان خیلی مضر بودند. ولی این مشکل خیلی وقت است که برطرف شده است و تلویزیون ها و مانیتور های امروزی اصلا همچنین تاثیری ندارند.
5. ما باید روزی 8 لیوان آب بنوشیم.
ما انسان ها همیشه تشنه نیستیم که نیاز به هشت لیوان آب داشته باشیم. همین طور بدن ما به خوبی می تواند میزان مایعات بدن را متعادل کند. این افسانه در سال 1945 میلادی به وجود آمده است. در سال 1945 محققان اعلام کردند که هر انسان بالغ باید روزی 2.5 لیتر (تقریبا 8 لیوان) آب مصرف کند. ولی این 2.5 لیتر شامل همه ی مواد غذایی از جمله چای، قهوه می شود و نیازی نیست که روزی دقیقا 8 لیوان آب بنوشیم.
سرطان خون
سرطان خون یا لوسمی یا لوکمیا بیماری پیشرونده و بدخیم اعضای خون ساز بدن است. این بیماری در اثر تکثیر و تکامل ناقص گویچههای سفید خون و پیش سازهای آن در خون و مغز استخوان ایجاد میشود. واژه لوسمی به معنیخون سفید است. لوسمی یکی از چهار سرطان شایع در میان کودکان است.
در بیماری لوکمی یا همان سرطان خون، مغز استخوان به صورت غیر عادی، مقدار بسیار زیادی سلول خونی تولید میکند. این سلولها با سلولهای خون نرمال و عادی متفاوت هستند و درست عمل نمیکنند. درنتیجه، تولید سلولهای سفید خون طبیعی را متوقف کرده و توانایی فرد را در مقابله با بیماریها از بین میبرند. سلولهای لوکمی همچنین بر تولید سایر انواع سلولهای خونی که توسط مغز استخوان ساخته میشود از جمله گویچه های قرمز خون که اکسیژن را به بافتهای بدن میرسانند، و پلاکتهای خونی که از لخته شدن خون جلوگیری میکنند، اثر میگذارند.
آیا واقعیت دارد که انسان های چپ دست باهوش تر از انسان های راست دست هستند؟
این سوال دو جواب متفاوت دارد. آیا منظور از باهوش بودن، بالا بودن ضریب هوشی است یا استعداد داشتن در زمینه های مختلف.
اگر منظور از باهوش بودن، آوردن امتیاز بالاتر در تست های IQ باشد، جواب خیر است. تحقیقاتی که در استرالیا، بریتانیا و امریکا انجام شدند، نشان می دهند که انسان های چپ دست، در تست های IQ فقط یک امتیاز بالاتر از انسان های راست دست می آورند که تفاوت چندانی ایجاد نمی کند.
همچنین تحقیقات نشان داده اند که درصد چپ دست ها در کسانی که ناتوانی دریادگیری شدیدی دارند، زیاد است. همچنین تعداد زیادی از افرادی که لکنت زبان یا خوانش پریشی دارند، چپ دست هستند. خوانش پریشی بیماری ای است که شخص در آن توانایی تلفظ کلمات دشوار را ندارد.
مشکلات دیگری هم در انتظار چپ دستان هستند. آمار تصادفات در زمینه های مختلف در میان چپ دستان بالا است. دلیل این امر آن است که بیشتر ابزار ها و وسایل برای راست دستان طراحی شده اند و استفاده از آن ها برای افراد چپ دست مشکل است. با این حال بسیار از مردم ادعا می کنند که چپ دست های از ضریب هوشی بالایی برخودار هستند اما تحقیقات علمی به همچنین نتیجه ای نرسیده اند.
اما اگر منظور از باهوش بودن، استعداد داشتن در زمینه مختلف باشد، پاسخ چیست؟ ممکن چپ دستان در بعضی از زمینه ها شانس بیشتری داشته باشند. ساختار مغز افراد چپ دست با افراد راست دست متفاوت است به طوری که به آن ها اجازه می دهد تا زبان، ارتباط های فضایی و احساسات را به طور عمیق تر و احتمالا خلاقانه تر درک کنند.
مثلا تعداد چپ دستانی که در موسیقی و ریاضیات استعداد دارند، کمی بیشتر از راست دستان است. بر اساس آماری که از موسیقیدان ها گرفه شد، تعداد افراد با استعداد چپ دست بسیار زیاد است حتی برای ساز هایی که برای راست دست ها طراحی شده اند، مانند ویولون. بر اساس آمار مشابهی، تعداد نوجوانان چپ دستی که در المپیاد های ریاضی شرکت می کنند زیاد تر از نوجوانان راست دست است.
وضعیت دیگر استعداد ها و مهارت ها نامشخص تر است. در ورزش هایی که بین دو ورزشکار انجام می شوند، چپ دست بودن کمک بسیار بزرگی است. مثلا اگر در یک مسابقه تنیس، ورزشکار راست دست تجربه ی کمی در بازی با یک چپ دست دارد و برعکس، ورزشکار چپ دست تجربه ی زیادی در بازی با یک راست دست دارد.
در کل چپ دستی ممکن است خوبی ها و بدی هایی داشته باشد ولی دلیل نابغه بودن هیچکس نیست!
برگرفته شده از: گرمه دات کام











